تبلیغات
موسسه فرهنگی تربیتی زندگی بهتر - رام كردن مردان سركش

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 26 اردیبهشت 1389

رام کردن مرد سرکش!

مقدمه

.

حتمن یک زن، در طول زنده گی خودش با یک مشکل اساسی و کلی ـ دست کم برای یک بار ـ مواجه می شود؛ چه طور مردی را می توان «رام» کرد؟

.

این یک اصل است که زنی، «هنر» رام کردن ِمردی را داشته باشد. ولی قدر مسلم باید یک پیش گزیده هم داشت و آن این که «یک مرد هیچ وقت توسط زنی، رام نمی­شود، مگر دوستش داشته باشد».

.

در این متن، روی سخنم اصلن مردهایی که سر و گوششان می­جنبد نیست. من همان معدود مردهای سر به راه و خانواده دوستی را مد نظر دارم که فکر کنم در دنیا، اگر سر جمعشان کنی، یک شهرک کوچک را هم نمی­توانند پرکنند. ولی خوب! خدا پدر ادعا را بیامرزد! کدام مردی را می­شناسید که ادعای خانواده دوستی و عشق به زن و همسر نداشته باشد؟

.

یک مرد سه چیز اساسی و خیلی مهم توی زنده­گی­اش دارد که هیچ وقت به آن­ها اعتراف نمی­کند. سه چیز دیگر هم دارد که همیشه ادعای­اش را دارد و اصلن ندارد.

«سکس» و «تنوع طلبی» و «قدرت» سه چیزی ست که همه­ی مردها خودشان را از دوست داشتن آن، مبرا می­دانند ولی ته دل همه­شان این سه تا جای­گاه را حفظ می­کنند.

«خرید» و «فرمان­برداری» و «مردسالاری» را هم همیشه ادعا می­کنند که دوست دارند، ولی ندارند. یا دوست ندارند یا اصلن در ذاتشان نیست.

خیال خانم­های محترم را راحت کنم که مرد جماعت چه بخواهد و چه نخواهد، زن ذلیل است. هر کسی هم خیلی ادعای مردسالاری و زن ستیزی و زن ذلیل نبودن را دارد، حتمن به یک دکتر روان­شناس مراجعه کند، چون مشخصن در بخش مردانه­اش دچار اشکالات اساسی و عمده­ای شده.

برای رام کردن یک مرد سرکش، کافی ست که نه از او بخواهیم با ما به خرید بیای­اد، نه به مهمانی­یی که دوست ندارد. و مهم­تر از همه باید به او ثابت کرد که رییس کل قواست. همه چیز بر مبنای تصمیم اوست. خیلی راحت هم می­توانید عمل کنید. نود درسد مردها این طوری­اند. اگر می­خواهید به مسافرت بروید، به مرد بگوی­اید؛ «عزیزم!… من فکر می­کنم کمی خسته شده­ای!… نیاز به استراحت داری. پیش­نهاد می­کنم چند روزی را مرخصی بگیر و در خانه استراحت کن!»

این پیش­نهاد خیلی زیرکانه است. چرا؟ چون شما با علم به این که دارید دستور غیرمستقیمی را صادر می­کنید، این حرف را زده­اید. پس مرد هم برای این که ریاست خودش را ثابت کند و هم با شما سد در سد مخالفت نکرده باشد، با بخش مرخصی موافقت می­کند. و بعد مرثیه­ای از سختی کار و مشقاتش برای­تان خواهد گفت. ولی از آن­جا که مرد است، باید با شما مخالفت کند و به نوعی شما را هم مدیون خودش نمای­اد. پس با کمال افتخار و با نهایت سخاوت خواهد گفت: «بله. موافقم. ولی در خانه نمی­مانیم. یک سفر کوچک می­رویم شمال!»…

این طور شما به خواسته­ی خودتان رسیده­اید. هم ریاست مرد را به عنوان یک اصل تغییر ناپذیر، پذیرفته­اید و هم حرف خودتان را به کرسی نشانده­اید.

این فقط یک مثال کوچک بود. بسیاری از موارد هست که در زنده­گی با آن برخورد می­کنید که پیرو همین قانون­اند.

اصولن هر مرد و زنی [به اعتقاد من] در طول زنده­گی خودشان در نزاعی مداوم و جدالی همیشه­گی­اند. این جدال می­تواند جدالی عاشقانه باشد؛ چرا که هر نزاعی لزومن خصمانه و دشمنانه نیست.

در این نزاع عاشقانه، شما مدام با شریک زنده­گی­تان در حال اصطکاک فکری و بالانس کردن ِایده­ها و عقایدتان هستید. هیچ دلیلی هم نیست که این اصطکاک، معنای دعوا به خودش بگیرد. بل­که نوعی اختلافِ نظر طبیعی ست که همیشه میان ِآدم­ها هست.

.

یک مرد، در ساده­ترین شکل ِرفتاری خودش، اگر سه چیزی که زیرزیرکی دوست دارد و هیچ وقت به آن اعتراف نمی­کند را در زنی نبیند، رام ِآن زن نخواهد شد. همان سه اصل «سکس»، «تنوع­طلبی» و «قدرت».

بحث سکس فکر نکنم نیازی به توضیح داشته باشد. چیزی ست که بسیاری از زنان جامعه­ی ما، با آن مشکل اساسی دارند و بدتر از همه، درباره­اش حتا حرف هم نمی­زنند. این را واگذار می­کنم به نوشته­های آینده. ولی تنوع­طلبی، دیگر خیلی روشن و واضح است.

 

نکته­ی کنکوری
 

هر مردِ لحشور و به هم ریخته و شپشویی هم که باشد، دوست دارد زنی مرتب و منظم و شسته ـ رُفته را در کنارش ببیند.

به مادرهای خودمان دقت کنید. مگر چه اتفاقی بیافتد که در خانه لباس ِقشنگی بپوشند و آرایش کنند. دخترهای همین مادرها را هم نگاه کنید. اگر بخواهند بیرون بروند، چهارده ساعت رو به روی آینه به هفتاد و شش نقطه­ی دیده و ندیده­شان پودر و کرم و لوسیون می­زنند، ولی وقتی در خانه­ی شوهر هستند یا دوست پسرشان بیش­تر از دو ساعت کنارشان می­ماند، تبدیل به ننه­ی فولاد زره می­شوند!

خدا نکند که این زن­ها آن روز، غذای خوبی را درست کرده باشند!… همین باعث می­شود که میز ناهار خوری در کنار شمع و بشقاب و قاشق و چنگال­های درخشنده، شاهد یک کدبانوی ِژولیده ـ پولیده باشد که اشتها را از هر مردِ پرخوری می­گیرد. چرا؟… چون غذای خوب درست کرده و به سر و وضعش نتوانسته برسد.

مرد، غذای دیر را در کنار همسری آراسته بخورد، بسیار برای­اش لذت بخش­تر است تا غذای ِبه وقت را در کنار مادر ِآسپیران قیاس­آبادی.

ممکن است برای دیر شدن غذا غرغر کند و چندتایی هم سقلمه بارتان نمای­اد، ولی وقتی ببیند که شما با چه عشق و علاقه­ای خودتان را برای نوازش روح و چشمش، آراسته­اید، مسلم بدانید به بهترین وجهی از شما سپاس­گزاری خواهد شد.

البته مردهای بی­انصاف و شـُتـُرمآب هم کم نیستند. ولی هم چنان که گفتم، فرض بر این است که مرد و زن، یکدیگر را دوست دارند و قدرشناس و باوجدان­اند.

.

درست همین روحیه­ی تنوع­طلبی مرد است که گاهی از او، خیانت­کاری بدجنس درست می­کند. اگر روش­های «رام کردن» را بلد باشید، همین خاصیت مردانه، تبدیل به موتور مولد انرژی و عشق می­شود که زرت و زرت برای­تان «یه­ی­هو» عشق را ورمی­قلمباند!!

در کنار دوتای اول، «قدرت» هم موضوعی مهم محسوب می­شود. مردان نیاز مبرمی به قدرت دارند. سعی کنید که خودتان را طوری جلوه دهید که مرد باور داشته باشد نیازمند به او هستید.

مخصوصن زن­هایی که اهل کار و ورزش هستند، مدام دم از «استقلال» می­زنند. این سَمّ مهلکی برای رابطه­ی زناشویی و دوستی ست. چرا هی توی گوش طرفتان زمزمه می­کنید که «مستقل» هستید؟

دستتان توی جیب خودتان است؟ خوب باشد!… مردها نیاز زیادی دارند که بدانند شما تحت حمایتشان هستید.

 

نکته­ی کنکوری
 

بدترین کاری که می­شود کرد، همین ابراز نابه­جای استقلال است.

ان­شاءالله صدّام، قربان این دخترهای امروزی برود؛ که تا یک شغل ِفکسنی پیدا می­کنند فکر می­کنند شاخ غول را شکسته­اند.

بابا جان! اگر ماهی ده میلیون تومان هم درآمد داری، به مردت باید اثبات کنی که نیازمند او هستی. چه اشکالی دارد؟ مگر مردها این کار را نمی­کنند؟ مگر نمی­بینید وقتی برای­شان «عشوه­ی وَق­وَق­صاحبی» می­آی­اید و «نازهای اسطوره­ای» می­کنید، چه طور دنبال شما می­افتند و به قول مشهدی­ها، موس­موس می­کنند؟ خوب این هم مثل همان است دیگر!

.

زنده­گی یعنی «هنر» و هنر نوع قشنگ شده­ای از «سیاست» است.

تنها یک زن ِسیاست­مدار است که می­تواند به آسانی یک مردِ سرکش را رام کند. متاسفانه؛ متاسفانه؛ در ایجاد ارتباط، زن­ها همیشه فکر می­کنند که مردها باید موتور باشند. در صورتی درست خلاف این قضیه است.

حتمن بارها شنیده­اید که دوستانتان به شما می­گوی­اند: «اوا! خاکِ عالم! من بهش بگم دوست­ات دارم؟… وا! به حق چیزای ندیده و نشنیده!…سد سال ِ سیا!… اگه خودش دوس داره، بیاد جلو… تازه­شم باید کلی نازمو بخره که بش جواب بدم!»…

به این دوستتان بفرمای­اید که شما نه تنها از مردها چیزی نمی­دانید که باید آرزوی داشتن ِیک مرد ایده­آل را با خودتان [بعد از 120 سال] به آرام­گاه ابدی­تان ببرید. چون

برخلاف همه­ی تصوراتِ ما، اتفاقن این زن است که باید در دوستی، پیش­قدم شود.

به انبوه عکس­های بچه­هایی که دارند همدیگر را می­بوسند تا به حال دقت کرده­اید؟ در اینترنت زیاد می­شود پیدا کرد. دقت کرده­اید که در اکثر این عکس­ها، این دخترها هستند که پسرها را دارند می­بوسند. یا به نوعی «احساس ِاطمینان» و کِشِش، در دخترها، بیش­تر از پسرها ست؟…خیلی جالب است. چون به صورت فطری و ذاتی و این دخترها هستند که نیاز به تکیه­گاه دارند و مردها باید پشتیبان باشند. به همین دلیل دخترها با اطمینان بیش­تری جلو می­آی­اند. چون با حس زنانه­ی خودشان دریافته­اند که تکیه­گاه خود را پیدا کرده­اند.

دقیقن همین خاصیت ذاتی باعث می­شود که مرد در ابراز علاقه با احتیاط بیش­تری عمل کند. چون مرد به ابراز عشق از دریچه­ی «پشتیبانی کردن» می­نگرد و زن از منظر «پشتیبانی شدن». همین است که مردها خیلی دست به عصا راه می­روند و تا تقی به توقی می­خورد، جا می­زنند.

[برای هزارمین دفعه بگوی­ام که استثناآت هم هست و این حکم، کلی نیست. باز خفت من را نچسبید که ما این طوری نیستم. نیستید؟… اشکالی ندارد. شما جزو آن استثناآت هستید. خوب شد؟].

.

چرا وقتی دوست دارید دوست پسرتان را ببوسید، تعلل می­کنید؟ چرا وقتی دوست دارید به او ابراز عشق کنید، منتظر حرف او هستید؟ چرا وقتی مدتی از او خبر ندارید، منتظر می­مانید تا خودش با شما تماس بگیرد؟

همه­ی این­ها یعنی عدم آشنایی با روحیه­ی مردها. یعنی شما سرسوزنی از اخلاق و رفتار مردانه، آگاهی ندارید. پس بمانید تا گیستان هم مثل ردیف دندان­های­تان، سفید شود. چون راه را اشتباه رفته­اید.

.

دقت به رفتارهای مرد و زن، در همه­ی دنیا، یکی از لذت­بخش­ترین مباحث انسان­شناختی ست. گرچه زن نیازمند است که بیش­تر مورد توجه بگیرد، ولی مثل مرد، تشنه­ی قدرت نیست. زن به گونه­ای دیگر نیاز دارد که مورد توجه باشد و ما در این بحث، به آن نپرداختیم. من فقط مردها را مورد بررسی قرار دادم و خیلی ساده و بی آلایش از چیزهایی که به عنوان یک مرد، درک می­کنم برای­تان نوشتم.

خیلی­ها ممکن است با من موافق یا مخالف باشند. هیچ دلیلی نیست که حرف­های من صحیح یا غلط است. فقط این را می­شود به جرأت گفت که اگر هر مردی، بی واهمه از برداشت دیگران، خودش را صاف و پوست و کنده در معرض ِدیدِ همسر و دوستش بگذارد، چیزی را پنهان نکند، دروغ نگوی­اد و آن «غرور ِقورباغه­ای­»اش را کنار بگذارد، زن خیلی راحت­تر می­تواند رام­اش کند. چون؛

«مرد جماعت اصولن عاشق ِرام شدن است.»

همین است که می­گوی­اند آقایان زن ذلیل­اند!

.

با پیش­کش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی


منبع: بلاگ آرش خیرآبادی




طبقه بندی: حکایت های آموزنده،  اخبار و مقالات، 
ارسال توسط محمدعلی دریادل
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس